قسمت
اول: انتقال تناوبی قدرت اجرائی
دردوره ئی از تاریخ سیاسی کشورمان که
شایدبتوان علیرغم کاستی ها وضعف هایش آن را یکی از قابل مطالعه ترین فرازهای دوران
اخیر دانست (یعنی مقطع هشت سالهء کابینهء دولت اصلاحات)، ما با تجربهء جالب طرح
گفتمان تضارب آرا وگفتگوی تمدنها وتحمل اندیشهء مخالف وحق ابراز عقیدهء دگر
اندیشان از طرف دولت مواجه بودیم. بدیهی است در نظامی که درکناربرقراری استقلال،
جمهوریت واسلام یکی از اصولش آزادی بوده ودر قانون اساسی اش به صراحت از آزادی
عقیده، آزادی بیان وآزادی تحزّب دفاع کرده ودرحقیقت با قرار دادن این مفاهیم در
بخش مربوط به "حقوق ملّت"، متولیان قدرت را ملزم به فراهم ساختن بسترهای
لازم برای ایجاد وحفظ این ارزش ها دانسته است نبایستی از طرح گفتمان اندیشه ها
وآزادی عقیده وابراز آن در دورهء اصلاحات تعجب می کردیم. اما حوادث تلخ بیست سالهء
قبل از دورهء کابینهء اصلاحات که آکنده از جنگ وخشونت وفشارومهار بود مسئلهء حفظ
نظام را در راس امور قرار داده بود، به تعبیری دربحث اولویت بندی بین استقرار نظم
وآزادی، به طور طبیعی دولت رادرمقام ترجیح استقرار نظم وتعلیق آزادی ها با این پیش
فرض که مخلّ نظم هستند، دیده بودیم.