تبیین مقبوض تحولات سیاسی معاصر در ایران

قسمت اول: انتقال تناوبی قدرت اجرائی
  دردوره ئی از تاریخ سیاسی کشورمان که شایدبتوان علیرغم کاستی ها وضعف هایش آن را یکی از قابل مطالعه ترین فرازهای دوران اخیر دانست (یعنی مقطع هشت سالهء کابینهء دولت اصلاحات)، ما با تجربهء جالب طرح گفتمان تضارب آرا وگفتگوی تمدنها وتحمل اندیشهء مخالف وحق ابراز عقیدهء دگر اندیشان از طرف دولت مواجه بودیم. بدیهی است در نظامی که درکناربرقراری استقلال، جمهوریت واسلام یکی از اصولش آزادی بوده ودر قانون اساسی اش به صراحت از آزادی عقیده، آزادی بیان وآزادی تحزّب دفاع کرده ودرحقیقت با قرار دادن این مفاهیم در بخش مربوط به "حقوق ملّت"، متولیان قدرت را ملزم به فراهم ساختن بسترهای لازم برای ایجاد وحفظ این ارزش ها دانسته است نبایستی از طرح گفتمان اندیشه ها وآزادی عقیده وابراز آن در دورهء اصلاحات تعجب می کردیم. اما حوادث تلخ بیست سالهء قبل از دورهء کابینهء اصلاحات که آکنده از جنگ وخشونت وفشارومهار بود مسئلهء حفظ نظام را در راس امور قرار داده بود، به تعبیری دربحث اولویت بندی بین استقرار نظم وآزادی، به طور طبیعی دولت رادرمقام ترجیح استقرار نظم وتعلیق آزادی ها با این پیش فرض که مخلّ نظم هستند، دیده بودیم. 

مقدّمه ئی بر بحران خاورمیانه

  خاورمیانه به عنوان مهد تمدن وگهوارهء ادیان بزرگی چون اسلام، مسیحیت ویهودیت از دیرباز مورد توجه مورّخین وجامعه شناسان بوده است. از قرن نوزدهم و به ویژه پس از کشف منابع عظیم انرژی ونیز به خاطر نقش ژئوپولیتیک وژئو اکونومیک اش مورد توجه سیاست دانان واقتصاد دانان هم واقع گردید. بدینسان این موضوع به گونهء اجتناب ناپذیری پای عوامل خارجی را نیزبیش از پیش به منطقه باز کرد. بنابر این خاورمیانه عملا صحنهء رویاروئی منافع دو گروه تحت عنوان بازیگران منطقه ئی وبازیگران فرا منطقه ئی گردید. تحلیل علمی وبنیادین ماهیت تنازع در خاورمیانه و عوامل و سیاست هائی که بر این منازعه سایه افکنده ویا آن را تحت تاثیر قرار داده اند نیازمند بررسی و پژوهشی جامع تر ومانع تر می باشد که درحوصلهء نوشتاری دیگر است. اما به عنوان یک مداخلهء اولیهء بالینی درمورد وضعیت بحرانی که با آن مواجه می باشیم تاکید بر موارد ذیل ضروری بنظر می رسد.

هدف اصلی ازایجاد بحران درخاورمیانه

  مقاصد استیلاجویانهء آمریکا، پروژه های امنیتی اسرائیل، تلاش اروپا برای برون رفت از بحران اقتصادی ،میل روسیه به بازگشت به دوران طلائی ابرقدرتی اش و همچنین تلاش چین برای تصاحب سهمی در توازن قدرت ،  باعث وخیم تر شدن وضعیت صلح در جهان و تداوم بحران خاورمیانه شده است. اما از همه مهمتر این است که بنظر می رسد ایران وترکیه به عنوان دو بازیگر مهم منطقه ئی وهمسایهء دیرین با مشترکات فرهنگی، اقتصادی وطبیعی ومنافع مشترک استراتژیک امنیتی هنوز هم بطور شایسته وبایسته ضرورت هم اندیشی وهمکاری منطقه ئی وامنیتی بین خود را در جدّی نگرفته اند. به تعبیر دیگرتحقق اجرای گام بگام پروژهء صهیونیستی "خاورمیانهء بزرگ" که هستهء مرکزی آن را "پروژهءکردستان بزرگ" تشکیل می دهد حاکی از آنست که خطرات این موضوع از جانب دولت هائی که تمامیت ارضی شان هدف اصلی این پروژه می باشد به نحو شایسته احساس نگردیده است. به عبارت ساده تر هدف اصلی بحران خاورمیانه چیزی جز تجزیهء کشورهای مسلمان منطقه هم از نظر اتنیکی وهم ازنظر جغرافیائی به اجزاء سهل الهضم نیست.در این راستا، پس از عراق وسوریه، ترکیه وایران هم به ترتیب مورد تهاجم نظامی توسط پیمانکاران محلّی پروژه قرار خواهند گرفت.